تبليغاتX
از من برای تو

از من برای تو

from me to u

               الهي جز تو ندارم

 

الهي رمضان تمام نشده قلبم بهانه تو را مي گيرد...

 

الهي لذت اطاعت تو را در اين ماه شريف چشيدم . پس لذت

 

اطاعتت را در ترك گناه به من بچشان.

 

الهي در ماه رمضان همانطور كه در جمع ، مطيع تو بودم در

 

خلوت نيز بر نفسم چيره شدم و فرمانت را تا افطار به جان

 

خريدم . توفيقم ده تا هميشه در تنهايي تو را ناظر خويش بدانم

 

و شيطان را خوار و نااميد گردانم.

 

الهي صداقتم را در اين ماه به موجودات پاكت يعني ملائكه الله

 

نشان دادي . توفيقم ده تا همچنان مرا براي نشان دادن به پاكان

 

درگاهت انتخابم گرداني...

 

الهي لذت حلال را به فرمانت بر خود حرام كردم . لذت ترك

 

گناه را روزيم قرار ده تا مزه ي شيرين احساس تو همه وجودم

 

را در برگيرد.

 

الهي دستم را بگير كه جز تو ندارم . چشمم را پاك كن تا جز

 

تو نبينم و گوشم را مطهر ساز تا جز صداي تو نشنوم و دلم

 

را عاشق خودت كن تا جز تو به هيچ كس دل نبندم .

 

     تقديم به خداي مهربونم : بنده ي عاشقت " زينب "

 

 

 

+نوشته شده در شنبه 16 شهریور1387ساعت16توسط زینب | |

در جوانی پاک بودن شیوه ی پیغمبریست

ور نه هر گبری به پیری می شود پرهیزکار...

 

 

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در جمعه 18 مرداد1387ساعت16توسط زینب | |

اولین باری که دیدمت احساس کردم که به تو نیاز دارم گویی حسی

غریب و ناشناخته از درونم می گفت که او را دوست داری و این بود 

آغاز زمانی که عشق تو در کناره های قلبم ریشه دواند و با دیدارهای

مکرر بزرگ و بزرگ تر شد تا جایی که خانه ی قلبم را ویران کرد و درخت

پرباری شد که ابتدا تمام دلم و بعد همه ی وجودم را احاطه کرد هرشب

با رویای تو به خواب می رفتم و هر صبح با آرزوی بدست آوردنت بیدار

می شدم نمی دانم چه چیز تو مرا به سوی خود می کشاند ولی هرچه

هست چیز زیبایی است و من دوستش داررررررررررم.....

 

 

 

+نوشته شده در جمعه 11 مرداد1387ساعت12توسط زینب | |

یکی می پرسد اندوه تو از چیست ؟

سبب ساز سکوت مبهمت کیست ؟

برایش عاشقانه می نویسم برای آنکه باید باشد و نیست ...

 

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 19 تیر1387ساعت11توسط زینب | |

خدایا به هرکه دوست میداری بیاموز:

 

که عشق از زندگی کردن بهتر است

 

و به هرکه دوست تر میداری بچشان

 

دوست داشتن از عشق برتر!!!

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت19توسط زینب | |

 

         

الا يا ايهااساقي ادر كاسا و ناولها كه عشق آسان نمود

                 

                          اول

                  ولي افتاد مشكل ها

 

سلام ، سلامي به وسعت يك دريا و به گرمي كوير

 

 

و به لطافت گل و به معصوميت كودك به سربلندي

 

 

سرو و به پايداري كوه .

 

 

بالاخره 29 اسفند شد و اخرين روز سال 86 فرا رسيد و همه ي قلبها

 

 

در تپش است تا ساعت موعود فرا رسد و عيد ميهمان خانه ها و

 

 

دلها شود همه سرگرم خانه تكاني هستند اما آيا دلشان را پاك كرده اند

 

 

يا هنوز سياه از كينه ها و نفرت هاست من دختري زود رنج و حساسم

 

 

اما به ياد ندارم كينه ي كسي را در دلم انبار كنم پس بخاطر خدا

 

 

بياييد كينه ها را دور بريزيم و سالي سرشار از عشق و محبت را شروع

 

 

كنيم دوستان نازنينم مي دانم همه ي شما دلي سفيد و پاك دارين بياييد

 

 

بخاطر خدا خوب زندگي كنيم و عاشق هم باشيم .

 

 

نزديك سال تحويل به ياد هم باشيم و براي هم دعا كنيم

 

 

پيشاپيش سال 1387 را به شما عزيزان تبريك مي گويم و از خداوند

 

 

منان مي خواهم سالي سرشاز از سلامتي و خوشبختي پيشه رو داشته باشيد.

 

 

 

 

 


 

 

 

 

راستی یادم رفت بگم امروز تولد عزیزترینمه امیدوارم

 

۱۰۰۰ ساله بشی و خوشبخت ترین ادم دنیا

 

 

تقدیم به بهترینم 

                           

جشن تو جشن تولد تموم خوبیاست...

 جشن تو شروع زیبای تموم شادیاس..

 جشن تو طلوع یک روزه مقدسه برام..

 وقت شکر گذاریه بسوی درگاه خداست...

  عزیزم تولد مبارک..

عمر من تولدت مبارک..

مهربونم تولدت مبارک..

قشنگم تولد مبارک..

گلم تولدت مبارک..

جون من تولدت مبارک.

امید من تولدت مبارک..

زندگیه من تولدت مبارک..!!

امیدوارم سالهای سال با دلی خوش و شاد زندگی کنی..

 خدا رو به خاطر اینکه به تو زندگی بخشیده شکر میکنم

 و از اینکه مهر تو  رو تو دلم گذاشت ازش ممنونم..

 

    

       

   بهترين خوابي كه ديدم
خواب زيباي شب هاي تو بوده
بهترين حرفي كه گفتم
دوسِت دارم به هواي تو بوده
شادترين روز تو عمرم
روز ديدار چشم هاي تو بوده
عزيزم هرچه بوده با تو بوده
هرچه دارم از تو بوده
زندگيو مرگم به فرمان تو بوده
تپش قلبم از نفس هاي تو بوده
حالا چرا رفتي ز پيشم؟
چرا گفتي بنده ات نميشم؟
چرا خدارو ترجيح دادي؟
چرا گفتي ديگه زنده نميشم؟
تو كه خداي مني بگو بي تو چه كنم؟
تو دمي نباشي تك و تنها چه كنم؟
وقتي دلمو عاشقت كردي
بگو بي عشق و وفات من چه كنم؟

 

                           

خیلی بیشتر از انچه که فکرشو بکنی

دوستت دارم

 

 

 

 

           

 

دوستت دارم

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت15توسط زینب | |

پنجم اسفند ماه يه روز سرد و زمستوني نزديكاي اذان ظهر توي ماه مهموني خدا

 يه دختر لپ گـلي و خوشــگل مهمون اين دنيا شد ، اسم قشنــگش رو گذاشـتن

‹‹ زيـنـب ›› .

 درسته كه توي ماه زمستون به دنيا اومده اما دلش گرم و حرفاش پر از يه رنگي

و صداقته و يه قلب بي كينه و پر از مهربوني داره .

امروز چهاردهــميــن بهـار از زنــدگيــش رو با خــوبــي و سلامتي گذرونده

و من بــراش آرزو مــي كنم كه ســال هاي سال زير سايه پــدر و مــــادرش

 با خوشي زنـدگي كـنــه .

دختر خاله دوســت داشتــني و عزيـزم بهـترين آرزوهاي دنيـا رو واســـت

از خدا خواستارم .

كاشكي كه 100 ساله شي 

 نه 120 ساله شي 

 نه 120 سال كمه

هميشه زنده باشي .

با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس و ميخك

با صد تا دريا پر از عشق و اشتياق و پولك

يه قلب عاشق با يه حس بيقرار و كوچك

فقط ميخواد بهت بگه :

                                   تــولــــــــدت مــبـــارك

تقديم به زيــنـب جونم دختر متـولد زمسـتون

             از طرف دختر خاله ات يــاســمـن ( دخـتـر متـولــد عشــق )

+نوشته شده در یکشنبه 5 اسفند1386ساعت18توسط زینب | |

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه 22 بهمن1386ساعت19توسط زینب | |

 

نزدیک نه ماه در دنیای مجازی اینترنت سیر و سفر کردم

 

 

 

 

 

دوستان خوب و گلي پيدا كردم كه مانند آبجي خودم همشونو

 

 

 

 

دوست دارم از جمله : سوگل جونم ولي متاسفانه به دليل

 

 

 

 

وابستگي زيادم به اينترنت از همه ي كارهايم عقب افتادم

 

 

 

 

و جز ضرر و زيان چيز ديگري نصيبم نشد اما دوستان گلم اين

 

 

 

 

بار آمده ام بگويم به يادتونم و هيچ وقت فراموشتون نمي كنم

 

 

 

 

منو حلال كنيد و برام دعا كنيد من رفتني شدم و هرگاه جبران

 

 

 

 

همه ي كارهاي عقب افتاده ام را كردم به ديار شما باز

 

 

 

 

خواهم گشت .   آرزومند آرزوهاي خوبتان : زينب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

و این هم تقدیم به داداش جونم

 

+نوشته شده در جمعه 5 بهمن1386ساعت16توسط زینب | |

گل خوشرنگ و بوي من حسين است

 

بهشت آرزوي من حسين است

 

مزن دم پيش من از لاله رويان

 

كه يار لاله روي من حسين است

 

من آن مداح مست سينه چاكم

 

كه ممدوح نكوي من حسين است

 

سخن بي پرده مي گويم ز مستي

 

مي و جام سبوي من حسين است

 

همه در گفتگوي اين و آنند

 

وليكن گفتگوي من حسين است

 

چو مرغ حق كه از حق مي زند دم

 

طنين هاي و هوي من حسين است

 

از آن بر تربتش سايم جبين را

 

كه غر و آبروي من حسين است

 

به هرجا مي گشايم ديده ي خويش

 

هميشه پيش روي من حسين است

 

احد گويي از آن باشد شعارم

 

كه پير نكته گوي من حسين است

 

 


 

+نوشته شده در شنبه 29 دی1386ساعت15توسط زینب | |